طنز دکتر و ماهی فروش
×

منوی بالا

منوی اصلی

منوی سایدبار


آخرین مطالب

» آشپزی » طنز دکتر و ماهی فروش

طنز دکتر و ماهی فروش

طنز دکتر و ماهی فروش   چند شب پیش در میان مریض ها منشی ام وارد شد گفت یک آقایی که ماهی بزرگی در دست دارد آمده است و می خواهد شما را ملاقات کند. یک مرد میانسال با یک لهجه شدید رشتی وارد شد  و در حالی که یک ماهی حدودا ده کیلویی دریک […]

طنز دکتر و ماهی فروش

 

چند شب پیش در میان مریض ها منشی ام وارد شد

گفت یک آقایی که ماهی بزرگی در دست دارد آمده است و می خواهد شما را ملاقات کند.

یک مرد میانسال با یک لهجه شدید رشتی وارد شد

 و در حالی که یک ماهی حدودا ده کیلویی دریک کیسه نایلون بزرگ در دستش بود و شروع کرد به تشکر کردن

 که من عموی فلان کس هستم و شما جان او را نجات دادی و خلاصه این ماهی تحفه ناقابلی است و …

هر چه فکر کردم “فلان کس” را به یاد نیاوردم ولی ماهی را گرفتم و از او تشکر کردم.

شب ماهی را به خانه بردم و زنم شروع به غرغر کرد که من ماهی پاک نمی کنم! خودم تا نصف شب نشستم و …

ماهی را تمیز کردم و قطعه قطعه نموده و در فریزر گذاشتم.

فردا عصر وارد مطب که شدم دیدم همان مرد رشتی ایستاده است و بسیار مضطرب است.

تا مرا دید به طرفم دوید و گفت آقای دکتر دستم به دامنت…ماهی را پس بده………من باید این ماهی را به فلان دکتر بدهم

اشتباهی به شما دادم…چرا شما به من نگفتی که آن دکتر نیستی و برادرزاده مرا نمی شناسی؟

من که در سالن و جلوی سایر بیماران یکه خورده بودم با دستپاچگی گفتم که ماهی ات الآن در فریزر خانه ماست.

او هم با ناراحتی گفت: پس پولش را بدهید تا برای دکترش یک ماهی دیگر بخرم.

و من با شرمساری هفتاد هزار تومان به او پرداختم.

چند روز بعد متوجه شدم که ماجرای مشابهی برای تعدادی از همکارانم رخ داده است

و ظاهرا آن مرد رشتی یک وانت ماهی به اصفهان آورده و به پزشکان اصفهانی انداخته است!😳😳😍😍😍😂😂😂😂

 


برچسب ها : , , ,
دسته بندی : آشپزی
تبلیغات
مطالب مرتبط
کله پاچه
کلم پلو شیرازی
کله جوش
کباب کوبیده
کشمش پلو
ارسال دیدگاه