نامه به گراهام بل
×

منوی بالا

منوی اصلی

منوی سایدبار


آخرین مطالب

» سرگرمی » نامه به گراهام بل

نامه به گراهام بل

سلام آقای گراهام بل شنیده ام شما مخترع معروف تلفن هستید و جمله معروف«واتسون، واتسون. بیرون بیا. بیرون بیا. از دل خاک بیرون بیا. »  هم اولین بار از زبان شما خارج شده و پس از طی کردن چند سیم به یک گوشی دست ساز مخابره شده است. البته کارتونی که من دیدم در مورد […]

سلام آقای گراهام بل

شنیده ام شما مخترع معروف تلفن هستید و جمله معروف«واتسون، واتسون. بیرون بیا. بیرون بیا. از دل خاک بیرون بیا. »

 هم اولین بار از زبان شما خارج شده و پس از طی کردن چند سیم به یک گوشی دست ساز مخابره شده است.

البته کارتونی که من دیدم در مورد یک چغندر بزرگ بود.

گراهام بل عزیز. کاش هیچگاه این تلفن لعنتی را نمی ساختید.

کاش هنوز هم برای فرستادن پیغام از تلگراف و دود و کبوتر و چاپار استفاده می کردیم.

لااقل می دانستیم که خواه ناخواه پیغام به طرف مقابل می رسد.

کاش به جای تلفن، بیل و کلنگ را دوباره اختراع می کردید. حداقل فاید ه اش این بود که روی کشاورزی سنتی تاکید می کردید

 یا آفتابه با کنترل از راه دور می ساختید، لااقل به درد ترویج فرهنگ سنتی می خورد.

راستش این تلفن من چند وقتی است که بر خلاف میلم رفتار می کند.

صدای کسانی را که دوست دارم بشنوم از من دریغ می کند و در عوض صدای کسانی را که مایل نیستم بشنوم به گوش من می رساند.

خیال نکنید که من یک عاشق هستم و صدای همسر یا فرزندان یا دوستان یا صدای سخن عشق برای من خوش است و صداهای دیگر ناخوش.

 ابداً نقل این حر فها نیست حتی صدای سخن عشق این رو زها برای من به دسته دوم صد اها، یعنی صداهای ناخوش پیوسته است.

بگذارید واضح و بی پرده بگویم : چند روزی است یا در واقع چند ماهی است که منتظرم بخش مالی اداره محل کارم یا افرادی

 که به آ نها به صورت دستی پول قرض داده ام، زنگ بزنند و

بگویند: دوست عزیز پول شما آماده است. شماره حساب می دهید یا شخصاً تحویل می گیرید و این صدا اکنون برای من تبدیل به یک آرزو و رویا شده است 

و به لطیف ترین و آسمانی ترین صداها بدل شده است.

واضحتر بگویم که نوع صدا برایم مهم نیست بیشتر محتوای مکالمه برایم اهمیت دارد. این صدا حال می تواند صدای فرشته مهربان باشد یا دراکولا.

از طرف دیگر در این وضعیت بی پولی، خانواده و دوستان و صدای سخن عشق، هر کدام که زنگ می زنند تقاضای مالی دارند و من را شرمسار خودشان می کنند. 

حتی دوستان دور دوران سربازی و دبستان هم این رو زها به بهانه احوال پرسی سراغ مرا می گیرند و تقاضای مالی دارند. 

طلبکاران هم در این میانه جایگاه ویژه و اختصاصی دارند.

حالا در این وضعیت بغرنج به من حق می دهید که از دست شما و اختراع شما به شدت ناراحت باشم.

 کاش دستگاهی اختراع می کردید که بدهکاران را وادار می کرد که بدهی خود را بپردازند و طلبکاران را به نوعی دک می کرد

 کتاب لاف توشک


برچسب ها : , , ,
دسته بندی : سرگرمی , مطالب طنز
تبلیغات
ارسال دیدگاه